روزگار یاسی خانووووووووووم
هر صدا و هر سکوتی اونو یاد من میاره...
میشکنه بغض ترانه...غم رو گونه هام میباره...
از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد...
حرفای قشنگ و ساده اش عاشقونه باورم شد...
خیلی مهربونی اما...
نمیخوای با من بمونی...
نمیدونی زندگیمی...نمیدونی...نمیدونی...!!
اشتباه از من و دل بود
تو که قسمتم نبودی...حالا دیگه خیلی دیره...
میمیره این دل به زودی...
دلمو از قلم انداخت...
اونکه صاحب دلم بود!
منو دوست داشت ولی امگار...
اندازه اش یخورده کم بود...!!!
دوشنبه 92/10/30یاسی اینو نوشته تو ساعته
10:2 عصر توسط yasaman چی میگی درمورد چیزی ک یاسی نوشته عایا؟( ) | |